محمد مهدى ملايرى
231
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آثارى كه در نتيجه كاوشهاى باستانشناسى در اين منطقه يافت شده ، و از مطالعاتى كه پژوهشگران بر روى آنها انجام دادهاند ، نهتنها وجود سدى را در اينجا مسلم شمردهاند بلكه به اين نتيجه هم رسيدهاند كه سد دياله يكى از دو سد بزرگى بوده كه در دنياى قديم بر روى دو رود بزرگى كه هريك از آنها از رودهاى چندى تشكيل مىيافته ، و از رشتههاى مختلف كوههاى زاگرس به دشت بين النهرين سرازير مىشدهاند ، ساخته شده بوده است . رود ديگر را در عربى به نام « العظيم » خواندهاند ، كه در اينجا موضوع سخن نيست آثار سد دياله را در نزديكى جايىكه امروز « منصورية الجبل » خوانده مىشود يافتهاند ، و آثار سد العظيم را هم در جايى كه معروف به بند است . آنچه پژوهشگران از آثار بازمانده از سد دياله دريافتهاند اين است كه اين سد با سنگهايى كه از كوههاى اطراف آن بريده شده ساخته شده است ، با ضخامتى كه در بالاى آن كه معمولا كمضخامتتر از قاعده آن است به دو متر مىرسيده ، و احتمال مىدهند كه داراى دهانههايى بوده است كه آبهاى اضافى دياله را در دورههاى طغيانى آن به همان مجراى اصلى رود هدايت مىكرده تا در نزديكىهاى شهر بعقوبه و از سمت شرقى نهروان به آن رود يعنى به نهروان بريزد . آنچه اين پژوهشگران را به اين فرضيات دربارهء اين سد كشانده وجود جاهايى است كه در شمال همين محل در كوههاى نزديك به آن كنده شده و آنها را اهالى محل بيوت العباد يا به تعبير صحيحتر بيوت العبيد يعنى خانهء بندگان مىخوانند ، و احتمال مىدهند كه اين جاها بقاياى نشيمنگاه مأمورانى بوده است كه به حفظ و نگهدارى اين سدّ و تأسيسات آن گمارده مىشدهاند . تاريخ ساختن اين سد را به زمانهاى بسيار دور نسبت مىدهند حتى پيش از ساسانيان و پارتيها . روايتى را هم كه هرودوت تاريخنگار يونانى در اخبار حمله كورش بزرگ به بابل نقل كرده مربوط به همين سدّ مىدانند . به گفته هردوت هنگامى كه كورش به قصد حمله به بابل به كنار رود جنيدس ( كه آن را با دياله تطبيق كردهاند ) رسيد و خواست از آن بگذرد ، و گذار از آنهم جز با قايق ميسر نمىبود ، يكى از اسبهاى سفيد او كه معروف به اسبهاى مقدس بودند در آب